تبليغاتX
به نورنگاه كن سايه ها پست سرت خواهند بود


به نورنگاه كن سايه ها پست سرت خواهند بود

ღ.• ¨¯`• اگه حوصله نداري نظر نزار به جاش براي روح كسايي كه از دست داديم يه صلوات بفرستღ.• ¨¯`•ღ

 

 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشت

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

 از انتظار ...

 از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

+نوشته شده در ساعتتوسط ღღღ ترانه ღღღ | |

 

سرد نیست

سرد میشود

وقتی

به خاطرات نیشخند میزنم

وقتی به نبودن نگاهت با تلخی میخندم

سرد میشود

وقتی

خواب های آمدنت را باز هم باور میکنم

باورهای من سردند                

وقتی تو نیستی تا آبادش کنی........

+نوشته شده در ساعتتوسط ღღღ ترانه ღღღ | |

 

 

و از تنهايي
از آن تنهايي که تو هديه مي­دهی
...از آن تنهايي که بود و مي­چرخيد و تو آنرا بارور کردی
وقتي در لحظه لحظه­ام حک شدي و باز آنقدر محجوبي که حرمت تنهايي­ام را نمي­شکنی

... و وقتي پس از هر تنهايي کنار مني
چه ساده ميگذاری در هر لحظه از خود مملو شوم و سپس به آغوش تو بازگردم
و تو که هميشه با آن نگاه خواستنی به لحظه­هاي من نگاه مي­کني
حال آنکه سالهاست اين عبور را تکرار مي کني ...
تو زياد حرفهايت را به کلام آغشته نمي­کنی و باز،
هر لحظه در من جاري مي­شوي و مرا بيشتر از پيش از ما پر مي­کنی

 و از من که به سکوت تو نيز عشق مي­ورزم

ردّ نگاهت را دنبال مي­کنم
و وقتی که صحبت مي­کنيم گويي باز هم نيازی به اداي کلمات نيست ، امّا،
بدن تشنه­ام را نوازش مي کني...
و باز هم از من که هنوز،
چونان همان دخترکان کلاسهاي ساز
پله­ي­هاي بلند و پر طنين آهنين کلاس را يک يک مي­شمارم
و هر روز ديوانه­تر از پيش خود را به صلابت وجود تو پرتاب مي­کنم، وقتي که تو مي­آيي...


و از اين تهايي شيرين که لحظاتمان را معنا مي­کند ...
و از عشق که تنهايي و ما را
و هنوز زيباترين است ........
 
 
 

+نوشته شده در ساعتتوسط ღღღ ترانه ღღღ | |

 

برگ های خاطره ها به آرامی میریزن

و من بلندشون میکنم و اونها رو گرد

هم میارم

چون امروز، فردا و تا وقتی که زندگی

من ادامه داره

بخاطر داشتن شخصی مثل تو

خوشحال خواهم بود

تو یه دونه بابای خودمی خیلی دوست دارم بابا

+نوشته شده در ساعتتوسط ღღღ ترانه ღღღ | |

 

 

باز لحظه هاي بي تو دوره ام مي كنند !!!

 و من دلتنگ تو مي شوم مي روم مي نشينم به روي نيمكتم 

 چشم به غروب دلگير آفتاب تا شايد نسيم ها صداي دلتنگي هايم را

 به گوشت برساند .

 مي نشينم سر به سكوت گريه

 پر از بغض ترانه هاي آبي

 كه عطر  لاله هايش بي تو بودن را برايم زمزمه مي كند

 ومن باز دلتنگ تر از هميشه مي شوم .

 ومن بازمثل هر روز  پر مي شوم از تصوير تو

 و عطر چشمانم عطر چشمانت را فرياد مي زند ومن

 باز تو را كم مي آورم

 مي نشينم نداشته هايت را مي شمارم

 تا روزي شايد

 داشته هايم از تو را بشمارم

 شايد ......

 

+نوشته شده در ساعتتوسط ღღღ ترانه ღღღ | |